سيد حسن مير جهانى طباطبائى

581

جنة العاصمة ( فارسي )

ايشان جمع بسيارى بوده‌اند از خويشاوندان ايشان كه آن جناب به ضرب شمشير خود آنها را كشته بود از پدر و مادر و غير ايشان . قولها عليها السّلام : تاللّه لو مالوا عن المحجّة اللائحة تا آخر : چنانچه در روايت احتجاج است كه اراده ميل و انحراف از او كردند و از گفتار و رفتار او ، و راه باطل را پيش گرفتند و از حجّت واضحه اعراض كردند و از محجّه بيضاء كه شريعت محمّديّه صلّى اللّه عليه و آله است سرپيچى كردند ؟ ، و راه كج روى را اختيار نمودند ، و به واجب و حلال و حرام آن عمل نكردند ، و از معناى حقيقى دين و قرآن صرف‌نظر نمودند ، و حقيقت اسلام را از دست دادند . لو تكافّوا عن زمام نبذه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله إليه لاعتلقه : بنا به دو روايت معانى الأخبار و امالى تشبيه فرموده است خلافت را به زمام قطار شتر و خليفه را به زمام شتران در دست گيرنده و كشاننده و راننده آنها بر آنانى كه قبول خلافت كرده و مالك و زمامدار امورشان شده . و مراد از تكاف ايشان از زمام يعنى افسار گسيختن آنها اين بوده كه بعضى از آنها منع كنند از آن بعض ديگر را و راه مخالفت را پيش گيرند و آنها را از راه حق بگردانند . قولها عليها السّلام : لسار بهم سيرا سجحا تا آخر : و چنين تشبيه فرموده برايشان و آنچه را كه ايشان برآنند كه اگر منقاد و مطيع امير مؤمنان عليه السّلام مىشدند و آن حضرت متولّى امور ايشان مىشد در دنيا زندگانى ايشان به رفاه بود ، و در آخرت هم رستگار مىشدند به رفتن به بهشت ، و متنعّم شدن به نعمت‌هاى ابدى آن ، و منظّم شدن امور معاش و معادشان ، بىاينكه در ميانشان تشاجر و تنازع و اختلافى واقع شود ، و احدى احدى را ظلم كند ، و بدون اينكه كلفت و مشقّتى فوق قوّت و طاقت ايشان بر آنها بار كند ، و با اين حال خود او از دنياى ايشان نبرد و مصرف نكند مگر به قدر ضرورت .